سرنوشت عاشقانه
هزار سال نگذشته
افتاد دل شاعر
از چاه زنخدان
به چال گونه ی یار ،
چه سرنوشت عاشقانه ای!
نیماخسروی
به تلگرام من بپیوندید
+ نوشته شده در ساعت توسط نیما خسروی
|
هزار سال نگذشته
افتاد دل شاعر
از چاه زنخدان
به چال گونه ی یار ،
چه سرنوشت عاشقانه ای!
نیماخسروی
به تلگرام من بپیوندید
به تعبیر بسیاری از صاحب نظران هنر به جایگاه خالی یک حقیقت به گونه غمخوارانه اشاره دارد.پرنده نیست گویای همان جهان جاودانی و بدون خشونتی است که می توانست باشد اما نیست.و آرمان من و تو ،عزیزکم بازنمود این جهان است .تا ما همه این آرمان را بصورت یک درد مشترک -عشق مشترک - نداشته باشیم.هیچ اتفاقی نخواهد افتاد.....