تویی بهار!
بی امید و عشق
نمی شکفد
در رویای انتظار,
تا نخوانی اش
بر بوم آوازی با گویش باران !
بخند و برقص!
بخوان
بنویسش!
شکوفه کن !
تویی
بهار!
+ نوشته شده در ساعت توسط نیما خسروی
|
بی امید و عشق
نمی شکفد
در رویای انتظار,
تا نخوانی اش
بر بوم آوازی با گویش باران !
بخند و برقص!
بخوان
بنویسش!
شکوفه کن !
تویی
بهار!
به تعبیر بسیاری از صاحب نظران هنر به جایگاه خالی یک حقیقت به گونه غمخوارانه اشاره دارد.پرنده نیست گویای همان جهان جاودانی و بدون خشونتی است که می توانست باشد اما نیست.و آرمان من و تو ،عزیزکم بازنمود این جهان است .تا ما همه این آرمان را بصورت یک درد مشترک -عشق مشترک - نداشته باشیم.هیچ اتفاقی نخواهد افتاد.....